مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

40

زينت المجالس ( فارسى )

آمده گله او را ميچرانيد و چون از نماز فارغ شد ربيع گفت « السلام عليك يا ميمونة » جوابداد « عليك السلام يا ربيع » ربيع پرسيد مرا چگونه شناختى گفت آنكه ترا بما نشان داد ما را به حال تو شناسا گردانيد و آنعروسى موعود در بهشت خواهد بود تا طمع محال ندارى ربيع گويد با وى گفتم گرگان از كى باز با گوسفندان آشتى كرده‌اند جوابداد از آنگاه كه من با خداوند جل جلاله آشنائى كرده‌ام و تا من عهد او نشكنم گرگ گوسفند مرا مرتكب بشكستن نميگردد پس گفت ايربيع آيتى برخوان تا بشنوم آغاز كردم كه « إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً » هنوز آيه تمام نكرده بودم كه نعرهء بزد و جان بداد من حيران بماندم ناگاه جمعى از زنانرا ديدم كه مىآمدند و كفن و حنوط او مىآوردند گفتم شما چه ميدانستيد كه او را وفات رسيده گفتند پيوسته دعاى او اين بود كه خداوندا اجل مرا نزد ربيع بن خثيم كن چون شنيديم كه تو نزد او رفته‌اى دانستيم كه دعاى او مستجاب شد حكايت : آورده‌اند كه ربيع نوبتى با جمعى از تجار در كشتى نشسته بود ناگاه يكى از تجار را ياقوت قيمتى گمشد و اهل كشتى را بدان متهم ميداشتند بعضى از بازرگانان گفتند كه در ميان ما هيچكس از ربيع مفلس‌تر نيست شايد كه او برداشته باشد ربيع اينمعنى را فهميده روى به آسمان كرد آب در چشم بگردانيد اهل كشتى ماهيانرا ديدند كه سر از دريا برآوردند و در دهان هريك ياقوت آبدار بود ربيع دست دراز كرده يكى از يواقيت را بگرفت و گفت هركرا خزانه چنين در ملك خداوند باشد بمال غير دست خود نيالايد تجار بعد از مشاهدهء اين صورت در پاى ربيع افتاده زبان به اعتذار بگشادند و ربيع رقم عفو بر جريدهء جرايم آنطبقه كشيد ( ذكر شيخ ابو سعيد ابو الخير ) پيشواى مشايخ طريقت و مقتداى سالكان مسالك حقيقت است و مقالات او از آنمشهورتر است كه انكار را در آن مجال باشد از شيخ عمر مرويست كه گفت پدر من حسن مؤدب حكايت نمود كه در نيشابور خادم خانقاه شيخ ابو سعيد بودم و در آن ايام هنوز صفحه عذارم از خط خالى بود روزى بگرمابه رفتم پيرى نزد من آمده خواست بدلك من اشتغال نمايد من او را عذر خواسته گفتم مرا شرم مىآيد كه با وجود محاسن سفيد مغمزى كنى گفت ميخواهم كه درين اثنا با تو حكايتى تقرير كنم آنگاه گفت من روزى حلواگر بودم و در چهار سوى اين شهر دكانى داشتم و چون جز وى مايه مرا از آن حاصل